»
شنبه 3 آبان 1399 شمسی
Saturday 24 October 2020 GMT
شنبه 20 اريه ما 1594 دیلمی
  منوی اصلی
Skip Navigation Links
درباره ديلمستانExpand درباره ديلمستان
چند رسانه ايExpand چند رسانه اي
زبان Expand زبان
سايت بره سر
الموت من
در سياهكل
منجيل نيوز
لوشان
رودبار آنلاين
شكوفه هاي زيتون
شميران
البرز
سولقان
كن
رودسري ها
طالقان
اشكور
نواي رودبار
 
   شرح مطلب
 تحليل يک بيت از خاقاني شرواني شاعر سده ششم
نويسنده و پژوهشگر: ابوذر ملک پور , شنبه 12 مهر 1399 ساعت 15:29


دهره برانداخت صبح زهره برافکندشب پيکر آفاق گشت غرقه ي صفراي ناب


دهره:ابزار درويدن، وسيله دروي برنج و گندم و عَلَف بريدن شمالي ها(دئره).چيزي مانند داس و از داس کوچکتراست،اِجين(آجين)يا اَره مانند دندانه دارد که کاردرَويدن به وسيله ي آن انجام مي گيرد.درهنگام دروکردن،دهره به سمت شخص بُرنده کشيده مي شود،بُرِش: اُريبي وبه درون کشيدن است ،نه مانند داس مي بردنه مانند اَره،ولي چيزي مانند داس و اَره اي ماننداست.توجه داشته باشيم که بُرندگي دهره(دئره)بسيار سوزناک ودرد آورو زجرآوراست


دهره = داثره : داسِ درو داس اره


خاقاني خورشيد و پرتو آن رابه دهره و اِجين دهره و کمانش مانند کرده است که اين دهره در دست صبح بوده به سمت شب انداخته است وشب باديدن برق اِجين هاي دهره و ترس از کشته شدن به وسيله ي دهره که همان خورشيد مي باشد زهره ترک شده و پا به فرار گذاشته است و خورشيد ِزردرنگ و طلايي،پيرامون را زرين کرده و آسمان وآفاق روشن گشته است.(زهره آب شد،آفاق توي صفراي ناب غرق گرديد).


ـــ زهره برافکندن شب:دورکردن تاريکي يادرواقع نابودشدن تيرگي به علت روشنايي آفتاب ونمايان شدن صبح است،کنايه داردبه ازبين رفتن شب.


ـــ صبح: نماد روشنايي و فرايند خوب در برابر شب؛نگاه فرماليستي شاعر به واژه(ح)در لغت يا کلمه (صبح).خاقاني به آغاز پيداشدن خورشيد که کماني ست،و مانند بودنش به کماني بودن واژه(ح)در لغت(صبح)وکمان دهره توجه داشته است.


ـــ شب:نماد تاريکي و تيرگي.ظلمت.


ـــ دهره :وسيله ي درو،دراين شعراستعاره از خورشيد و پرتو آن


ـــ صفراي ناب:صفراء مونث اصفراست به معناي زرد رنگ،مقصود پرتو زرين و خورشيد که آفاق را روشن گردانيده است


ـــ مانندگي هست بين غرقه ي صفراي ناب که همان پرتو زرين خورشيد است، به  دهره اي که اِجينش(جايگاه برندگي دهره) طلايي يازرين مي باشد و مانندگي ديگري هم هست بين کمان دهره به آغاز پيدا شدن خورشيدکه کماني ست.


ـــ شعر بالا - در مدح خاقان اکبر شروان شاه منوچهربن فريدون و بستن سد باقلاني سروده شده است. شاعر ممدوح خودش رابه صبحي مانند کرده که در دستش خورشيد و روشنايي ست که سرِ شب را بريده است.((شب، صبح، دهره))


*توجه شود به اينکه دهره (دئره)به احتمال خيلي زياد در هزار سال پيش کارکردهاي ديگري هم داشته است ،همچون چاقو يا کارد اَره اي که ازبرندگي شديدي برخوردار است و به قول مردم گيل و ديلم "درجينه"


درجينه يعني مي دَرَد، در جايگاه برندگي مي گذارد، شکاف مي دهد، پارگي ايجاد مي کند. لغت درجي که در گيلان امروز به معنيِ دريد مي باشد احتمالا از ريشه ي اِجين = تيزي است.

   نظرات



   ثبت نظر
نام و نام خانوادگی :   (الزامی) 
پست الکترونیکی :   
وب سایت :   
متن نظر :   
    info@deilamestan.com   
  ديگر مطالب
ساختمان قديم بقعه امامزاده محمد بن حنفيه، روستاي بيورزين بخش عمارلو رودبار
حضور يک ديلمي در هيئت ملاقات كننده ي جنبش انصارالله يمن با رهبري
گوشه ي ديلمان – زبان ديلمان
مکابوج = برنج مکا
روستاي اَويرك، رودبار الموت
محقق ايراني دانشگاه كمبريج: تمام اقوام غيرفارسي‌زبان ايران ريشه ايراني دارند
نقش ديلميان در واقعه عاشورا و شهادت در کنار حضرت سيدالشهدا
نژادپرستي ممنوع
يک کار قشنگ و قابل تحسين در روستاي دينه كوه رودبار الموت ديلمي
گهواره ديد (گهبانه ديد) اثر باقيمانده از دوره حکومت ديلميان
روستاي ديلمي نشين آتان، رودبار الموت
درخواست آسفالت مسير روستاهاي ناش، سنگسرگ، اسطلخ کوه و اتصال آن به آسيابر ديلمان و شرق استان