»
سه شنبه 4 مهر 1396 شمسی
Tuesday 26 September 2017 GMT
سه شنبه 21 کورچ ما 1591 دیلمی
  منوی اصلی
Skip Navigation Links
درباره ديلمستانExpand درباره ديلمستان
چند رسانه ايExpand چند رسانه اي
زبان Expand زبان
سايت بره سر
زيتون خبر
الموت من
در سياهكل
منجيل نيوز
لوشان
رودبار آنلاين
شكوفه هاي زيتون
شميران
البرز
سولقان
كن
رودسري ها
طالقان
اشكور
 
   شرح مطلب
 اسلام و سرزمين ديلم
مرتضي عبدالهي , سه شنبه 16 شهریور 1395 ساعت 9:50

قسمت اول: سرزمين ديلم


«لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبَابِ مَا كَانَ حَدِيثاً يُفْتَرَى وَ لكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ تَفْصِيلَ كُلِّ شَيْ‌ءٍ وَ هُدًى وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ» يوسف/111


بررسي سير تاريخي مبارزات اسلامي مردم گيلان به ناچار بايد از ابتداي ورود اسلام در منطقه و بلکه بسيار پيشتر از آن صورت گيرد تا هم علل و عوامل اين اسلامخواهي روشن شود و هم تاريخ نيز به صورت صحيح و بدون غلو و انحراف بازنگاري شود.


در ابتدا نياز است که کليتي از روند شکل گيري گيلان اسلامي بيان شود و سپس در مسائل عميق تاريخي آن دقيق شد.


سري اين مقالات با نام «اسلام و سرزمين ديلم» منتشر مي‌شود تا اولا نمايشي از تاريخ تشيع گيلان و اعتقادات قلبي مردم در آن باشد و ثانيا برخي از صفات ويژه مردم منطقه بيان گردد و همچنين حکام شيعه ديلمي نيز معرفي گردند و در آخر به  همه گفته شود که « در مبارزات مردم گيلان، اسلاميت آن جلوه گر است و اين روند تا انقلاب امام خميني هم ادامه داشته و جاي عرضه اندام براي هيچ فکر و خط باطلي در گيلان باز نشد حتي در اوج انحرافات مشروطه ـ نشانه‌اش نهضت اسلامي جنگل ـ و اکنون نيز مردم گيلان از پيشتازان نهضت اسلامي مي‌باشند و انشاء الله اين راه ادامه خواهد داشت»


 اوضاع جغرافيايي


اصطخري در مسالک الممالک (تاليف346ه) ديلمان را شامل دو قسمت مي داند منطقه دشت که در کنار درياي خزر که گيلان ناميده مي شد و بخش کوهستاني که ديلم نام گرفته بود و مي گويد«بخش کوهستاني ، ديلمان اصلي است و پادشاهان ديلمان آنجا مقام دارند و آن را رودبار خوانند».


ابن حوقل نيز مي نويسد«ساکنان اين کوهها ديلم محض‌اند و کوه‌هايي بس استوار است و سرزميني را که قُعدد پادشاه در آنجا بود طارم نامند».


بنابراين شهرهاي مهم ديلم ، رودبار و طارم بوده است که اميرنشين محسوب مي شده اند.


محدوده ديلمان نيز در سال 367 چنين مشخص شده است«از جنوب به قزوين و طارم و قسمتي از آذربايجان و قسمتي از ري و از مشرق به بقيه اعمال ري و طبرستان و از شمال به درياي خزر و از مغرب به قسمتي از آذربايجان و بلاد اران و جبال ذوپنج و باذوسبان و کوههاي قارن و گرگان را نيز که بدان متصل اند جزو آن قرار داده اند».


در حالي که مولف کتاب احسن التقاسيم (تاليف375ه) حدود سرزمين ديلم را وسيع تر در نظر ميگيرد و تا خراسان را محدوده شرقي آن مي داند و علت آن را فتوحات آل بويه و تسلط ديلميان بر آن سرزمين ها بر مي شمرد.


اما محدوده اين سرزمين در آثار مورخان بعدي کوچک تر ذکر شده تا اينکه در قرن نهم کلارستاق را که در شرق شهر چالوس است ، اول ديلمان ذکر مي کنند.


بعدها که از اهميت اقوام ديلم کاسته شد ، تمام نواحي گيلان و ديلمان به نام گيلان معروف گرديد.


اوضاع اقتصادي


به علت آب و هواي مناسب و باران بسيار و فراواني بيشه ها بيشتر مردم ديلم به کشاورزي اشتغال داشتند. البته ماهيگيري، توليد ابريشم و بافت پارچه نيز مرسوم بوده است.


ديلميان علاوه بر تجارت با خارج از سرزمين خود، در داخل آن نيز به داد و ستد مي پرداختند و هر روستا روزي را براي برپايي بازار فروش داشت.


 اوضاع اجتماعي


وضع ديلميان به صورت قبيله اي بوده است و قدرت سياسي هر قبيله به دست رئيس بوده و بعد از او هم موروثي بود. بعضي ها ديلميان را از فرزندان اسحاق بن ابراهيم مي دانند.


ابن حوقل مي نويسد: ديلميان طائفه اي از «بني ذروه»‌اند.


زبان ديلميان هم لهجه اي از زبان فارسي است که بسيار تفاوت دارد با لهجه ي مردم ساير نقاط ايران.


درباره خصوصيات اخلاقي و ظاهري مردم ديلم هم سخنان زيادي وجود دارد که اکثر مورخين آنها را آدم هاي خوشرو و شاداب مي دانند. مورخين زيادي به صفت شجاعت و جنگاوري ديلميان اشاره کرده‌اند که مقدسي گفته:«ديلميان مردمي چست و سپاهياني چالاک و يکپارچه‌اند»


و مرعشي گفته: «مردم ديلم هر يک شير بيشه ي جدال و هژبر معرکه ي قتال بودند.»


و براي همين اينها در لشکرکشي ساسانيان بر گرجستان و جنگ با روميان و فتح يمن هم شرکت کردند و در جنگ هاي ساسانيان با سپاه اسلام هم بودند که بعد از شکست ساسانيان اينها مسلمان شدند و در نقاط مختلف کوفه و عده اي در شام و بصره و مناطق ديگر سکونت گزيدند.


عدم اطاعت از حکومت هاي وقت هم از ديگر خصائص مردم ديلم بود و از زمانهاي گذشته اينها مراسم سوگواري براي خودشان داشتند.


از ديگر ويژگي هاي آنان اين بود که به نان بسيار اهميت قائل مي شدند و به فروش آن اقدام نمي کردند يعني نان در نزد آنها حرمت داشت.


مهمان نوازي هم از ديگر خصائص آنها به شمار مي رفت.


اوضاع سياسي


همان طور که گفته شد از خصوصيات مردم ديلم عدم اطاعت از حکومت هاي وقت بود. حتي در مقابل ساسانيان هم اينها مطيع نبودند و شورش هايي عليه آنها انجام دادند. اين خصوصيات بيش از هر چيز به موقعيت جغرافيايي و محل سکونت شان بستگي داشت. چون که محل سکونت شان کوهستاني و صعب العبور، و تهاجم و حمله به آن خيلي دشوار بود. تا آنجا که در زمان ساسانيان افراد مخالف مثل بهرام به سرزمين ديلم رفتند و در آنجا اقامت کردند و از آنجا به قزوين که مرز سرزمين ايران بود حمله کردند. که خسرو پرويز براي جلوگيري از حملات آنها دستور داد در قزوين پادگانهايي ايجاد شود و از آمدن اشخاص ديلم به کشور جلوگيري کرد.


حتي در زمان اسلامي هم داريم که ديلميان با سپاه عظيمي از طرف آمل مواجهه شدند و با آنها به جنگ پرداختند. در زمان خلفاي بني اميه و بني عباس هم اطاعت خلفاي وقت را قبول نکردند و عليه آنها جنگيدند.


حتي مورخان گفته اند که زمان شروع نهضت حسن بن زيد چون که او در محل استقرار اوليه اش در مجاورت سرزمين ديلم بودـ يعني در ري بود ـ مردم ديلم با او بيعت کردند و مقابل حکام عباسي جنگيدند. و ديلميان بعدها در خدمت آل زيار، خاندان بني اسحاج و حکام آذربايجان و محل هايي ديگر قرار گرفتند.


 ورود اسلام به ديلم


به خاطر شرايط خاص جغرافيايي اين سرزمين، تقريباٌ با دو قرن تأخير اسلام وارد اين سرزمين شد و آن هم با عادت استقلال طلبي اينها قابل توجيه است.


حتي عرب ها هم به خاطر صعب العبور بودن راهها و باران هاي منطقه يعني شرايط جغرافيايي منطقه و آب و هوا، زياد مايل به حمله و محاصره اين سرزمين نبودند. تا جايي که قزوين از سرحداّت مسلمين شناخته مي شد. حتي اخباري در دست است که نشان مي دهد منصور و هارون الرشيد تمهيداتي براي دعوت مردم به جهاد عليه ديلميان، محافظت از شهرهاي مسلمان نشين اطراف انديشيده بودند.


اين سرزمين محيطي امن و مناسب براي دشمنان و مخالفان خلفاي عباسي شده بود و بارها شاهد حضور علويان مخالف بود که تحت تعقيب حکومت هاي وقت قرار داشتند. اولين نفر آنها يحي بن عبدالله بن حسن بن حسن (ع) بود که در قيام صاحب فخّ شرکت داشت که بعد از شهادت او در خفا مي زيست. براي همين به اين منطقه آمده بود و چون مورد حمايت حاکم باوندي طبرستان قرار نگرفته بود به ديلمان آمد و حاکم ديلمان از او استقبال نموده بود و مردم ديلم با او بيعت کرده بودند و کم کم زمينه ي قيام علويان در مناطق شمالي و تشکيل حکومت علويان آغاز شد.


 هارون الرشيد که از اين مسئله بسيار ناراحت بود، نامه اي تهديد آميز به شاه نوشت و يحيي را از او خواست.[16] و با سپاه حدود 50 هزار نفر براي سرکوبي اش آماده شد و فرستاد و متأسفانه فرمانده سپاه خليفه و حاکم ديلم نامه اش را بر او هزار هزار درهم قرار داد براي اينکه دست يابي به يحيي را براي او آسان نمود و او پذيرفت و تعهد شده به سوي حاکم ديلم حمل شد و سرانجام يحيي تحويل گرديد.


منتهي با همه ي اين احوال باز هم منطقه محل امني بود و همچنان سيل حضور مخالفان عباسي در اين منطقه ادامه داشت. تا اينکه در سال 203 ، بعد از شهادت امام رضا ديلم مأمن خويشاوندان و پيروان حضرت رضا (ع) قرار گرفت که از مأمون فرار کرده بودند و با اين ورود، رفت و آمد علويان به اين منطقه دين اسلام در ميان مردم شمال رواج يافت و آنان  با مذهب تشيع اسلام را آغاز کردند. و به همين علت شمال جايگاه مهمي براي تشيع به خصوص فرقه هاي زيدي، اسماعيلي و اماميه تشيع بود.


بعد از حسن بن زيد فرد ديگري که در تبليغ مذهب تشيع در ديلم و طبرستان تلاش مي کرد ناصر کبير بود که همان حسن بن علي بن حسن بن علي عمر الاشرف بن زين العابدين (ع) بود. ايشان (ناصر کبير) مذهب شيعه داشت و فرزندش هم احمد امامي بود و پسر ديگرش که نامش علي بود از تلامذه امام عسگري (ع) بود. خود ناصر کبير پس از قتل محمد بن زيد علوي به ديلمان پناه برده بود و نوشته اند که در اين سرزمين مساجدي بنا کرد.


و در اين منطقه علما و دانشمندان بنام بسياري زندگي کردند و بزرگ شدند و رشد و نمو کردند. و بدين ترتيب بود که مذهب اماميه و مذهب شيعه در اين منطقه رواج يافت.


حکومت هاي محلي


1. آل جستان


2. آل مسافر


3. آل زيار


4. آل بويه


5. آل کاکويه


6. باونديان


7. کنگريان(سلسله مظفري)


اينها اسامي حکومتهاي محلي منطقه ديلم است که در مقالات بعدي به تفصيل درباره آنها خواهيم پرداخت.

   نظرات



   ثبت نظر
نام و نام خانوادگی :   (الزامی) 
پست الکترونیکی :   
وب سایت :   
متن نظر :   
    info@deilamestan.com   
  ديگر مطالب
انتشار آلبوم دوستم بدار با خوانندگي علي نظري
رازميان ، رودبار الموت ديلمي
کارندچال ، رودبار الموت
کارخانه سيمان هيچ گونه آلودگي محيط زيستي ندارد!!
علم واچيني (شيلان كشي) در روستاي ديلمي نشين انبوه عمارلوي رودبار
نوروزبل، سال نو ديلمي
بررسي اجمالي گويشهاي مردمان جنوب درياي كاسپين و جبال البرز (شميران)
روستاي کشرود، رودبار الموت ديلمي
برداشت خرمالو در منطقه رودبار الموت
عزاخانه اي به وسعت يک سرزمين
روستاي سادات کلايه در پنجمين روز بهار، رودبار الموت ديلمي
ابومحمدبن ابي نصربن روزبهان بقلي ديلمي فسايي