»
یکشنبه 1 اسفند 1395 شمسی
Sunday 19 February 2017 GMT
یکشنبه 17 امير ما 1590 دیلمی
  منوی اصلی
Skip Navigation Links
ديلمستان
درباره ديلمستانExpand درباره ديلمستان
چند رسانه ايExpand چند رسانه اي
آرشيو نظرات ارسالي
تماس با ما
زبان Expand زبان
نشر آموت
سايت بره سر
 
   شرح مطلب
 کليدر، تاريخي که بايد خواند
مجيد بيگناه ميكال , شنبه 3 مهر 1395 ساعت 8:52

تمام شد!!


بالاخره ده جلد کتاب و دو هزار و ششصد صفحه داستان و سي بخش و چندين برابر بند تمام شد. بالاخره خواندن کتاب کليدر تمام شد. و عجب داستان و رماني. آنقدري کتاب خوانده ام که بتوانم خود را نيمه کتابخواني بدانم و در اين بين کم نبوده داستانها و رمانهاي بسيار که تا به امروز خوانده ام و من را غرق خود نموده اند. چه آن کتابهايي که نويسندگانش جايزه نوبل را برده اند و چه آنها که جوايز داخلي را گرفته اند و در ديدگان اساطيري اند. اما اين يکي فرق داشت. اين داستان نبود و تاريخ و زندگي پدر بزرگانمان بود.



کليدر را بخوانيد. حتما بخوانيد. به قول آن دوستي که مي گفت هر ايراني بايد دو کتاب را حتما بخواند و هم او بود که مشوق من به خواندن يکي از آن دو، يعني کليدر. همان جلد اول را که بخواني زندگي رعيتهاي آن روزگار يعني همان پدربزرگهامان که به چه مشقتي روزگار مي گذراندند برايت روشن مي شود. و استاد دولت آبادي چه دقيق همه جزئيات را به تصوير کشيده و نه تنها مکان و زمان را که ذهن ها را نيز.


اين که گل محمد چگونه گل محمد شد داستاني است عريض و طويل به بلنداي ده جلد. اينکه خان عمو و خان محمد برادر بزرگترش و بيگ محمد برادر کوچکترش و ستار و ملامعراج و صبرخان و ديگران چگونه مريدش شدند حوصله اي مي طلبد به اندازه ورق زدن دو هزار و ششصد صفحه.


اينکه گل محمدِ از اجباري بازگشته و به چوپاني مشغول، چگونه مي شود آخرين بارقه اميد رعيتهاي بي پناه آن روز چند ماهي زمانت را مي خواهد تا سي بخش را تمام کني. اما جدا از مسئله گل محمد داستان که تا آخر داستان جذبت مي کند قسمت جالب تر داستان روايت تصوير واقعي زندگي مردمان آن روزگار است. داستان واقعي در سال 1323 و به قول داستان 1325 تا 1327 اتفاق افتاده يعني زماني که بعضي پدربزرگهامان جوانان و کودکان آن روز بودند. از اين رو با اين تطبيق زماني و شرايط مشابه حاکم بر تمام ايران آنروز، آنچه مي خوانيد زندگي همين پيردمردهاي مروز و هم سن و سالان ديروز گل محمد است.


داستان را خود بخوانيد و خواهيد ديد که چگونه همپاي اين کرد عيار اشک خواهيد ريخت.


گل محمد کرد است از همانها که در دوره صفويه به پاسداري از مرزها به خراسان کوچانده شدند و هم از تبار آنها که بعدها در زمان نادر شاه افشار اين بار به رودبار آمدند. از همان مردمان و از همين مردم. مردي از جنس مردم آن روزگار، از جنس آبا و اجداد خودمان و شايد فاميل دور همين کردهاي عمارلو. گذشته از نام مکانها همه چيز يکي است، کافيست نام مکانها را عوض کنيد و نام روستاهاي ديلمان، عمارلو و اشکورات و ... را بر آنها بگذاريد تا همه داستان برايتان واقعي تر شود. آري بي شک کليدر داستان نيست، تاريخ سرزمين ماست که بايد خواندش و ديد چه بر سر اين مردمان، پدران ما آمده و آورده اند.

   نظرات

مجيد
یکشنبه 2 آبان 1395 ساعت 10:47

http://www.isna.ir/news/95072514584/کشف-مخفي-گاه-زيرزميني-در-ديلمان
مهمتريي خبر اين روزهاي ديلمستان مسلما اين خبره
سايتهاي ديگه همز زدن مثل ايرنا

-


   ثبت نظر
نام و نام خانوادگی :   (الزامی) 
پست الکترونیکی :   
وب سایت :   
متن نظر :   
    deilamestan@gmail.com   
  ديگر مطالب
پاييز محله ديلمي نشين كن تهران
روستاي ورك رودبار الموت ديلمي
دو عكس زيبا از شهر رودبار زيتون
محرم 95، بره سر خورگام
شاهرود، رودبار الموت ديلمي
عشاير عمارلو و رحمت آباد در شهر منجيل حدودا 80سال پيش
گردشگري ، صنعتي غريب در شهرستان رودبار
نام درياي شمال ايران
سپاه دانش در روستاي درچاک رودبار الموت سال 1346
مشاهير ديلمستان، ناصرالحق يا ناصر كبير
چهره پاييزي درياچه ويستان بره سر
پل تاريخي انبوه عمارلوي رودبار گيلان